تبليغاتX
دیگه وقت رفتنه

دیگه وقت رفتنه

روزایی که میره!!! میره ... میره ... می...............

مفاهيم عشق 

 

بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است.(صفا کنید فقط کلمه های توپ Typeکردم.)

1- اروس(
EROS
): عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند.

2- لودوس(
LUDUS): عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح یارو رو تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.

3- فيلو(
PHILO
): عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد.

4- استورگ(
STORGE): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.

5- پراگما(
PRAGMA): عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.

6-مانيا(
MANIA): عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق - اغلب فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.

7-اگيپ(
AGAPE): عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوع دوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر .

زنان بيشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانيا و مردان به لودوس و اروس گرايش دارند.

(تاکید می کنم"" که همه مردا اینتوری نیستن بخدا)

مثلث عشق

تجربه عشق شامل عملكرد اجزاء صميميت، هوس(شهوت) و تعهد ميباشد. شما براي دسـتـيـابـي بـه يك رابـطه سـالم و پـايدار مـي بــايد اعتدال را ميان اين سه عنصر برقرار سازيد. اكنون به تعريف آنها ميپردازيم:

تعهد: تا چه اندازه شما خود را وقف آن ميكنـيد كه رابطه يتان را شاداب و با طراوت نگاه داريد؟ و يا تا چه اندازه با يارتان صادق مي بـاشـيد؟ شـامل مسئوليت پذيري، وفاداري و وظيفه شناسي ميباشد. تعهد در رابطه به مفهوم آن است كه اكـثر موانع و مشكلات را مي توان با كمك يكديگر از ميان برداشت - وفادار حتي در سخت ترين شرايط.

صميميت: نزديكي در رابطه - اموري كه شما و يارتان در آن سهيم مي بـاشـيـد اما فرد ديـگري از آنـها آگـاهـي ندارد - رازها و تجربـيات فردي و مشترك - صميميت امري فراتر از نزديكي جنسي و فيزيكي مي باشد. تا چه اندازه شـما در كنـار يـارتان احـساس راحت بودن ميكنيد؟ آيا قادر به بيان عقايد و نقطه نظرهاي خود ميباشيد ؟ بـدون آنـكه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نكوهش شدن واهمه داشته باشيد؟ آيا هنـگامي كـه صحبت ميكنيد واقعا به حرفهاي شما گوش ميدهد؟

هوس و شهوت: انرژي بخش رابطه ها يتان مي بـاشد. تمايل بـه بازگشت به منزل، تـنها براي كنار يار بودن - هوس فوريت ، شهوت و تمايلات جنسي، رمانتيك بودن، اشـتـيـاق براي در كنار هم بودن و رفع سريع موانع براي وصال ميباشد - احساسات شديد -جاذبه جسماني.

اكـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرايط وجود و يا فقدان سه خصيصه فوق در يك رابطه توجه كنيد:

تعهد+صميميت و فقدان هوس: ايـن رابـطـه در خـطـر فروپاشي قرار ندارد اما نيازمند خلاقيت و انگيزه براي شعله ور ساختن مجدد عشق ميباشد.

تعهد+هوس و فقدان صميمـيت: ايـن رابـطه عذاب آور است - گـاهـي اوقـات انـگـيـزه شديدي آنها را جذب يكديگر ميكند اما سرانجام به ياس و ناكامي منجر ميگردد زيرا قادر به آن نميباشند كه رابطه يشان را عميق تر سازند. يا آنكه افكار،علايق و آرزوهاي قلبي يكديگر را بشناسند.

صميميت+هوس و فقدان تعهد: اين رابطه يك شبه است-كشش و اشتياق شديدي حكمفرماست اما عدم امنيت از آنـكه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مايوس ميسازد. عشق رمانتيك.

صميميت و فقدان،(هوس و تعهد): علاقه.

هـوس و فـقـدان،(صـمـيـميـت و تعهد): عشق شيدايي.

تعهد و فقدان،(صميميت و هوس): عشق تو خالي و راكد.

هوس+صميميت+تعهد = عشق كامل و مطلوب.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت13:34توسط قلب شکسته (عابر) | |

ايران

!!؟؟

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت7:44توسط قلب شکسته (عابر) | |

کجا بودم

             کجا رفتم

                          کجایم من

                                         نمی دانم

به تاریکی در افتادم

                            ره روشن نمی دانم

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت7:40توسط قلب شکسته (عابر) | |

من مرد تنهای شبم
مهر خاموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خاموشی بر لبم

من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم...

+نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت15:42توسط قلب شکسته (عابر) | |

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهي بجز گريز برايم نمانده بود

اين عشق آتشين پر از درد بي اميد

در وادي گناه و جنونم كشانده بود

رفتم ، كه داغ بوسه پر حسرت ترا

با اشكهاي ديده زلب شستشو دهم

رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود

رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم

رفتم مگو ، مگو كه چرا رفت ، ننگ بود

عشق من و نياز تو و سوز ساز ما

از پرده خموشي و ظلمت ، چو نور صبح

بيرون فتاده بود به يكباره راز ما

رفتم ، كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم

در لابلاي دامن شبرنگ زندگي

رفتم ، كه در سياهي يك گور بي نشان

فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگي

من از دو چشم روشن و گريان گريختم

از خنده هاي وحشي طوفان گريختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گريختم

اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز

ديگر سراغ شعله آتش زمن مگير

ميخواستم كه شعله شوم سركشي كنم

مرغي شدم به كنج قفس بسته و اسير

روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش

در دامن سكوت بتلخي گريستم

نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها

ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم

(‌‌ فروغ فرخزاد )

+نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت15:31توسط قلب شکسته (عابر) | |

دوازده چيز را به موقع انجام دهيد:

1.      هر کاري را به موقع انجام دهيد… اين بهاي موفقيت شماست.

2.      به موقع بينديشيد .... اين سر چشمه توانايي شماست.

3.      به موقع بازي کنيد ... اين راز جوان ماندن است.

4.      به موقع مطالعه کنيد ... بنياد دانش براين نهاده شده است.

5.      به موقع عبادت کنيد ... بنياد تکريم خداوند بر اين است و هوس دنيا پرستي را از ذهن دور مي کند .

6.      دوستان خود را باور داشته باشيد و به موقع خودش به ديدارشان برويد ... اين سرچشمه شور و نشاط زندگاني است.

7.      به همه کس عشق بورزيد به موقع خودش ... اين آيين زندگي است.

8.      به موقع بياساييد ... اين روان شما را به ملکوت مي رساند.

9.      به موقع بخنديد ... اين نوايي است که زندگي را شيرين مي کند.

10.  زيبا بودن را خواستار باشيد ... هميشه و همه جا خواهيدش يافت.

11.  براي تندرستي هميشه بکوشيد ... اين گنجينه بي نظير زندگاني است.

12.  براي هر کاري از پيش انديشه کنيد ... اين راز بزرگي است که اگر به آن دست يابيد يازده مورد پيشين نيز آسان خواهد شد.

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت15:24توسط قلب شکسته (عابر) | |

                        وقتي كه رفتم

 

وقتي كه رفتم

                             تازه تو مي فهمي عاشقي چيه

مي شناسي عشق و بعد من

                                       مي فهمي عاشقت كيه

عاقبت از غصه تو

                                     نقش تو قصه ها مي شم

مي رم و پيدام نمي شه

                                         تنها مثل خدا مي شم

                           ...

وقتي كه من عاشق شدم

                                                 با همه بود و نبود

تو خواب تو بيداريام

                                         نقش دو تا چشم تو بود

من همه جا كنار تو

                                         سايه به سايه كو به كو

آينه اي كه دم به دم

                                            با تو نشسته روبه رو

تو جونمي تو عشقمي

                                              قشنگترين بهانه اي

براي زنده بودنم

                                              تو بهترين نشونه اي

تو بهترين دليل دل

                                                 براي بودنم شدي

نبودي از طنم جدا

                                               كه پاره طنم شدي

                           ...

پرنده قشنگ من

                                                اگه بياي بهار مياد

براي اين شكسته دل

                                            تو سينه باز قرار مياد

ستاره ها پايين ميان

                                        دوباره باز سحر مي شه

از آسمون از زمين

                                      به من مي گن كه يار مياد

وقتي كه من عاشق شدم

                                                  با همه بود و نبود

تو خواب و تو بيداريام

                                           نقش دوتا چشم تو بود

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت15:21توسط قلب شکسته (عابر) | |


دلم تنگ است
دلم می‌سوزد از باغی که می‌سوزد
نه دیداری نه بیداری
نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می‌دارد
چنین آشفته بازاری

تمام عمر بستیم و شکستیم
به جز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را سفر کردیم تا مرگ
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

عجب آشفته بازاریست دنیا
عجب بیهوده تکراریست دنیا

چه رنجی از محبتها کشیدیم
برهنه پا به تیغستان دویدیم

+نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت15:5توسط قلب شکسته (عابر) | |

جفا و جور تو بايد كشيد  ، من كه كشيدم

 

طمع ز وصل تو بايد بريد ، من كه بريدم

 

ز پا براي تو بايد فتاد ، من كه فتادم

 

به سر به كوي تو بايد دويد ، من كه دويدم

 

به سينه داغ تو بايد نهاد ، من كه نهادم

 

به ديده نقش تو بايد كشيد ، من كه كشيدم

 

به دل هواي تو بايد نهفت ، من كه نهفتم

 

به جان بلاي تو بايد خريد ، من كه خريدم

 

ز دل براي تو بايد گذشت ، من كه گذشتم

 

به جان براي تو بايد رسيد ، من كه رسيدم

 

 

 

اي کاش مي دانستي شبها تنها ستارهاي را که به نامت زده ام به چشمانم سنجاق مي کنم...

تا يادم نرود در روي زمين هم کسي هست که سبزي لحظه هايش روزي آرزويم بود ...

 خانه را در چشم هاي تو پيدا کردم ....

 پلک هايت را به هم نزن!!!

  خانه خراب می شوم...

 

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه...
واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه...
براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه...
عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

+نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت7:18توسط قلب شکسته (عابر) | |

زیر پایم دانه زد نیامدی                    سایه ام جوانه زد نیامدی

دل به راه دور تو به صد امید                   از ره میانه زد نیامدی

چشم من به هر کسی نمی رسد          تو را نشانه زد نیامدی

طاقتش به مرز آسمان رسید       هم به سر و نشانه زد نیامدی

عشق تو بهانه دلم شد و                   در تنم جوانه زد نیامدی

دیر کردی و دلم برای تو                 سر به هر کرانه زد نیامدی

+نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت13:17توسط قلب شکسته (عابر) | |