|
مفاهيم عشق بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است.(صفا کنید فقط کلمه های توپ Typeکردم.)
!!؟؟
کجا بودم کجا رفتم کجایم من نمی دانم به تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانم
من مرد تنهای شبم
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهي بجز گريز برايم نمانده بود اين عشق آتشين پر از درد بي اميد در وادي گناه و جنونم كشانده بود رفتم ، كه داغ بوسه پر حسرت ترا با اشكهاي ديده زلب شستشو دهم رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم رفتم مگو ، مگو كه چرا رفت ، ننگ بود عشق من و نياز تو و سوز ساز ما از پرده خموشي و ظلمت ، چو نور صبح بيرون فتاده بود به يكباره راز ما رفتم ، كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم در لابلاي دامن شبرنگ زندگي رفتم ، كه در سياهي يك گور بي نشان فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگي من از دو چشم روشن و گريان گريختم از خنده هاي وحشي طوفان گريختم از بستر وصال به آغوش سرد هجر آزرده از ملامت وجدان گريختم اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز ديگر سراغ شعله آتش زمن مگير ميخواستم كه شعله شوم سركشي كنم مرغي شدم به كنج قفس بسته و اسير روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش در دامن سكوت بتلخي گريستم نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم ( فروغ فرخزاد )
دوازده چيز را به موقع انجام دهيد: 1. هر کاري را به موقع انجام دهيد… اين بهاي موفقيت شماست. 2. به موقع بينديشيد .... اين سر چشمه توانايي شماست. 3. به موقع بازي کنيد ... اين راز جوان ماندن است. 4. به موقع مطالعه کنيد ... بنياد دانش براين نهاده شده است. 5. به موقع عبادت کنيد ... بنياد تکريم خداوند بر اين است و هوس دنيا پرستي را از ذهن دور مي کند . 6. دوستان خود را باور داشته باشيد و به موقع خودش به ديدارشان برويد ... اين سرچشمه شور و نشاط زندگاني است. 7. به همه کس عشق بورزيد به موقع خودش ... اين آيين زندگي است. 8. به موقع بياساييد ... اين روان شما را به ملکوت مي رساند. 9. به موقع بخنديد ... اين نوايي است که زندگي را شيرين مي کند. 10. زيبا بودن را خواستار باشيد ... هميشه و همه جا خواهيدش يافت. 11. براي تندرستي هميشه بکوشيد ... اين گنجينه بي نظير زندگاني است. 12. براي هر کاري از پيش انديشه کنيد ... اين راز بزرگي است که اگر به آن دست يابيد يازده مورد پيشين نيز آسان خواهد شد.
وقتي كه رفتم وقتي كه رفتم تازه تو مي فهمي عاشقي چيه مي شناسي عشق و بعد من مي فهمي عاشقت كيه عاقبت از غصه تو نقش تو قصه ها مي شم مي رم و پيدام نمي شه تنها مثل خدا مي شم ... وقتي كه من عاشق شدم با همه بود و نبود تو خواب تو بيداريام نقش دو تا چشم تو بود من همه جا كنار تو سايه به سايه كو به كو آينه اي كه دم به دم با تو نشسته روبه رو تو جونمي تو عشقمي قشنگترين بهانه اي براي زنده بودنم تو بهترين نشونه اي تو بهترين دليل دل براي بودنم شدي نبودي از طنم جدا كه پاره طنم شدي ... پرنده قشنگ من اگه بياي بهار مياد براي اين شكسته دل تو سينه باز قرار مياد ستاره ها پايين ميان دوباره باز سحر مي شه از آسمون از زمين به من مي گن كه يار مياد وقتي كه من عاشق شدم با همه بود و نبود تو خواب و تو بيداريام نقش دوتا چشم تو بود
تمام عمر بستیم و شکستیم جوانی را سفر کردیم تا مرگ عجب آشفته بازاریست دنیا چه رنجی از محبتها کشیدیم
جفا و جور تو بايد كشيد ، من كه كشيدم طمع ز وصل تو بايد بريد ، من كه بريدم ز پا براي تو بايد فتاد ، من كه فتادم به سر به كوي تو بايد دويد ، من كه دويدم به سينه داغ تو بايد نهاد ، من كه نهادم به ديده نقش تو بايد كشيد ، من كه كشيدم به دل هواي تو بايد نهفت ، من كه نهفتم به جان بلاي تو بايد خريد ، من كه خريدم ز دل براي تو بايد گذشت ، من كه گذشتم به جان براي تو بايد رسيد ، من كه رسيدم اي کاش مي دانستي شبها تنها ستارهاي را که به نامت زده ام به چشمانم سنجاق مي کنم...
تا يادم نرود در روي زمين هم کسي هست که سبزي لحظه هايش روزي آرزويم بود ... خانه را در چشم هاي تو پيدا کردم .... پلک هايت را به هم نزن!!! خانه خراب می شوم...
زیر پایم دانه زد نیامدی سایه ام جوانه زد نیامدی دل به راه دور تو به صد امید از ره میانه زد نیامدی چشم من به هر کسی نمی رسد تو را نشانه زد نیامدی طاقتش به مرز آسمان رسید هم به سر و نشانه زد نیامدی عشق تو بهانه دلم شد و در تنم جوانه زد نیامدی دیر کردی و دلم برای تو سر به هر کرانه زد نیامدی
|
About![]()
سلام ...
Home
|