تبليغاتX
دیگه وقت رفتنه

دیگه وقت رفتنه

روزایی که میره!!! میره ... میره ... می...............

از همون لحظه که گفتی

میرم اما بر میگردم

میدونستم که یه عمری

باید دمبالت بگردم

چه خیال باطلی بود

دل به عشق تو سپردن

شبا با یاد و خیالت

تا به هر سپیده مردن

ندا یه عمری باید دمبالت بگردم؟

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت16:36توسط قلب شکسته (عابر) | |

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت21:24توسط قلب شکسته (عابر) | |

غروب خورشید

پايان غرور خورشيد

پايان روزي سپيد

آغاز شبي سياه

تنها مي مانيم

در ميان اين همه آدم


غروب ما فرا مي رسد

در گوشه ي تنهايي

غرور ما نيز پايان پذيرفته

تنهايم تنهايم

در کنج دنجي

با خودم مي گويم

من تنهايم - تنهاي تنها
...

این مطلب دست نوشته ی من هست لطفا بدون یاد کردن از من در جایی درج نکنید.

عابر

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت20:37توسط قلب شکسته (عابر) | |