تبليغاتX
دیگه وقت رفتنه

دیگه وقت رفتنه

روزایی که میره!!! میره ... میره ... می...............

آی پرستوهای خسته که غبار هر سفر به بالهايتون نشسته

آيا هنوزهم می گذريد ز شهری که زمونه به رويم درهاشو بسته

آهای کبوترهای غمگين که نيرنگ آسمون کرده بالهاتونو سنگين

آيا هنوز هم می نشينيد به بامی که زمونه سرنگون کرده به پايين

من هميشه دلم می خواست چراغونی به جز اشکم نيومد به مهمونی

دل سراپرده غمهای زمونه ست پرستوی تنم بی آشيونه ست

ای کوچه های دماوند که کودکی های من از شما خاطره ها دارند

آيا هنوز هم می گستريد به دشتی که برايم در آن خاطره می کارند. . .

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت22:20توسط قلب شکسته (عابر) | |