تبليغاتX
دیگه وقت رفتنه

دیگه وقت رفتنه

روزایی که میره!!! میره ... میره ... می...............


پشت اين پنجرها دل ميگيره

                        غم و غصه دل و تو ميدوني

وقتي از بخت خودم حرف مي زنم

          چشام اشک بارون ميشه تو ميدوني

عمريه غم تو دلم  زندونيه

                      دل من زندون داره تو ميدوني

هر چي بهش ميگم تو آزادي  ديگه

                ميگه من دوست دارم تو ميدوني

ميخوام امشب با خودم شکفه کنم

                      شکفه هاي دلمو تو ميدوني

بگم اي خدا چرا بختم سياست؟

             چرا بخت من سياست؟ تو ميدوني

پبجره بسته ميشه شب ميرسه

                      چشام آروم نداره تو ميدوني

اگه امشب بگذره فردا ميشه

                مگه فردا چي ميشه تو ميدوني

....

اگه باشی یا نباشی              

 

                                     برای من تکیه گاهی

 

برای من که غریبم               

 

                                   تو رفیقی جون پناهی

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت12:33توسط قلب شکسته (عابر) | |

به نام خدا

سلام ندا خانم ...

گله و شكوه اي ندارم

اما خوب دوست دارم تموم حرفام رو بزاتون بگم ... اما چه فايده وقتي كه شما ...


...

فاصله بين من و تو ...

جونم برات بگه كه خيلي وقتا از گفتن حرفام خودداري كردم

اما امروز تصميم خودم رو گرفتم و حرفام رو تا جايي كه بتونم اينجا برات ميگم .

آره از همون اول تنها بودم و براي فرار از تنهايي به همه التماس كردم و تنها كسي كه با من موند تو بودي

اما اوايل بهت نگفته بودم كه من تو رو برا خودم دوست دارم - اما خوب كم كم كه پيش رفتم ديدم كه تو رو

براي خودت هم دوست دارم - اما هميشه تو از من دليل ميخواستي و ميگفتي مگه ممكنه دونفر همديگه رو

نديده دوست داشته باشند. از همون اول فهميدم فقط بخاطر احترامي كه براي من قائل بودي باعث شد كه

دوستيمون بيشتر دووم بياره ....

اما آخرش حوصله ي شما سر رفت و ... خوب حقيقتش رو هم اصلا متوجه نشدم - خيلي دلم ميخواست

دلم جفته دل تو باشه اما خوب وقتي شما نخواستي اصرار من بيهوده بود و هست ...

اما دلم ميخواد بدوني از اول تا همين العان كه دارم اين حرفا رو مينويسم يك ذره از مهرت از دلم بيرون نرفته

هميشه با اميد اينكه روزي هم تو من رو دوست خواهي داشت پيش رفتم - خوب نشد و شايدم نخواستي

شايدم من نتونستم اوني باشم كه قابل دوستي باشم - خوب براي حرف زدن روزهاي بعد هم وقت هست

...

اگه اومدي و حرفي داشتي من مشتاق شنيدنم ... خيلي دلتنگتم ندا خانم ...

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت14:43توسط قلب شکسته (عابر) | |