بی خبر رفت و دگر از او نیامد ...
... ... وقت رفتن نمیخوام ببینمت میدونم ببینمت کم میارم اگه یک لحظه فقط نگام کنی دلمو پشت سرم جا میزارم اگه خونسرده نگام به دل نگیر دله تو یه روز ازم خسته میشه اگه اسممو فقط صدا کنی راهه رفتن واسه من بسته میشه
...
وقت رفتن نمیخوام ببینمت
میدونم ببینمت کم میارم
اگه یک لحظه فقط نگام کنی
دلمو پشت سرم جا میزارم
اگه خونسرده نگام به دل نگیر
دله تو یه روز ازم خسته میشه
اگه اسممو فقط صدا کنی
راهه رفتن واسه من بسته میشه
+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت8:41توسط قلب شکسته (عابر) | |
سلام ... خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ استبار خدایا بر من رحم کن باشد که خانه ای نداشته باشمباشد که لباس فاخری نداشته باشم باشد که چیزی نداشته باشم اما نباشداما نباشدنباشد که عاشق نباشم یادم باشد... حرفی نزنم که به کسی بر بخوردپادم باشد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزدراهی نروم که بیراه باشدخطی ننویسم که آزار دهد کسی را ....
يار همراه من ( سحر ) عشق من ( سحر ) همدم من ( سحر ) يار روزاي تنهايي من ( سحر ) اميد زنده بودنم ( سحر ) حقيقت زندگي من ( سحر ) دنياي بدون عشق ( سحر ) رفتن سخته ( سحر ) كنارم بمون ( سحر ) من عاشقتم ( سحر ) قالب های فوق جدید ::...::...::
تعداد بازديدها:
شعرهاي عاشقانه اس ام اس عاشقانه سخن بزرگان عکس های عاشقانه درد دل عاشق مناسبت های خاص نوشته های غمگین Design by : bahar 20
انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس