تبليغاتX
دیگه وقت رفتنه

دیگه وقت رفتنه

روزایی که میره!!! میره ... میره ... می...............

به نام خالق عشق


کسی دیگر نمی کوبد


در این خانه ی متروک ویران را


کسی دیگر نمی پرسد


چرا تنهای تنهایم


و من چون شمع میسوزم


و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند


و من گریان و نالانم


و من تنهای تنهایم


درون کلبه ی خاموش خویش


اما کسی حال من غمگین نمی پرسد


و من دریای پر اشکم


که توفانی به دل دارم


درون سینه ی پر جوش خویش


اما کسی حال من تنها نمی پرسد


و من چون تک درخت زرد پاییزم


که هر دم با نسیمی میشود


برگی جدا از او


و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت14:31توسط قلب شکسته (عابر) | |

...عابر دلتنگ تو شد...اما رفتی...


با یک دنیا غم و حسرت
دل از آغوش تو کندم

دیگه حتی یه بارم
من به عشقت دل نمی بندم

به آسونی یک قصه
تو از عشقم گذر کردی

دلم یه گوله آتیش
تو اونو شعله ور کردی

میون اینهمه آدم
شدم تنهاترین تنها

منو اینجا رها کردی
تو در این گوشه دنیا

ببین بغضه شکستم را
نمیگم دیر یا زود

اگه چیزی برام مونده
یه مشتی خاطره بوده

واسه این عاشق ساده
یه روز مثل خدا بودی

نمی دونست دل ساده
که خیلی بی وفا بودی

با اینکه دل بریدم من
شکسته بال پروازم

هنوزم تویه غربت
برات معنای نیازم

...

بهش بگین بی خبرم...بپرسید عشقمون چی شد؟

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت14:18توسط قلب شکسته (عابر) | |

به نام خدا

من و عاشقونه بشناس


من و از دوباره بشناس


من و با دلی که جز تو


چاره ای نداره بشناس


من و پر کن ار بهونه


تازه کن مثل جوونه


رد کن از این همه بن بست


کوچه های عاشقونه


من به تو دل داده بودم


من به تو دل داده بودم


قلب تو پناه من بود


تو ندونستی عزیزم


عشق تو گناه من بود...


من و نشناختی هنوزم


من گل باغ تو بودم


من از شاخه شکستی


من که غمخوار تو بودم...


من و پر کن از بهونه


تازه کن مثل جوونه


رد کن از این همه بن بست


کوچه های عاشقونه...


ای طراوت بهاری


عطش همیشه جاری


واسه من عین نیازه


هرچه داری و نداری


من به تو دل داده بودم ...


قلب تو پناه من بود ...


تو ندونستی عزیزم


عشق تو گناه من بود ...

رفتی و از رفتن تو...  قلب آئینه شکسته

+نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت20:25توسط قلب شکسته (عابر) | |