تبليغاتX
دیگه وقت رفتنه

دیگه وقت رفتنه

روزایی که میره!!! میره ... میره ... می...............

...

...

کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت23:50توسط قلب شکسته (عابر) | |

به نام خالق عشق

حیف نمیشه بمونی کنارم


گفتی از یاد تو میرم ، نه عزیزم مگه میشه

به جا چشمام ، قلبم اما پیش توست تا همیشه

فاصله بین من و تو تا کجا دنباله داره

قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه

روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست

من کناره تو و تو مال منی تا همیشه

نمی دونم که کجا و با کی هستی

نمی خوامم که بدونم

با تو من خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه

مگه تو نخواستی بال من و تو بمون ِ پا برجا

من که موندم ولی از تو خبری پیدا نمیشه

یه روزی یه وقتی جایی

چشم من می افته تو چشمای تو

اما این همون خیال ِ که با من هست تا همیشه

نمی خوام که نا امیدی بشینه تو قلب ِ خسته ام

چی دیدی خدا رو شاید ، بشی ما من همیشه

روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست

من کناره تو و تو مال منی تا همیشه

...

tekiye

...

 

می توان :

به سادگی هر چیز  عمیق نگریست.

کوچکی هر چیز را بزرگ دید .

ایمان هر کس  رابه شک. انداخت

سکوت را به دیده ی فریادی خواند.

تنهایی را ازدحامی فرض کرد .

و خود را چون انسانی در مقابل خود دید !

*عابر*

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت19:48توسط قلب شکسته (عابر) | |

نشستم در فراقت گریه کردم

تمام شب به یادت گریه کردم

میان کوچه های سرد و خلوت

به یادت تا بی نهایت گریه کردم

تمام روز در فکر تو بودم

چو دیدم رد پایت گریه کردم

در ان خاموشی سرد و مه الود

به اهنگ صدایت گریه کردم

تو ای ابر بهاری شاهدی که

چگونه با به پایت گریه کردم

مبار ای اسمان امروز دیگر که

من دیشب به جایت گریه کردم.....

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت16:12توسط قلب شکسته (عابر) | |

...


با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم، ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می ایی تا لی لی بازی کنی و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی غنج می رود. ان روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی که ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت می اید. من از تو خیلی دلگیر می باشم از بس عباس اقای بقال محله لپ تو را کشید که ''کوچولو چی می خوای؟'' و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود. من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که ''چه خوشگل شدی امروز'' و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می اوری و من ''دلم تنگه برادرجان'' می خوانم و با سوزیدنم می سازم. ان یکی روز که معلمتان ''من بادام دارم'' درس داد و تو گریان امدی که ''دلم بادام می خواهد'' من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی و نفهمیدی که من به چه دلهره از اجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و اقاهه به من گفت:'' فسقلی الدنگ!'' تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد و به زودی با هم همسر می شوند و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند....! خانم معلم می گوید:'' تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!'' من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد اموزی می گوید از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم می گوید:'' من رفتم. به بابایت سلام برسان بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه !!

...


+نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت19:58توسط قلب شکسته (عابر) | |