|
من درد تو را ز دست آسان ندهم دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم ... ... چیست این افسانه هستی خدایا چیست!
... بهش ايمان داري زندگي يعني اينکه خودتو دوست داشته باشي براي اينکه توي دلت عشق اون هست تا حالا فکر کردي هدف يعني چي ؟ هدف يعني صبح که از خواب پا ميشي بدوني اون روز بايد چيکار کني ؛ بدوني اون روز بايد از کدوم مسير رد شي تا يه تلفن کارتي داشته باشه
بسم رب عشق خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سالها دير کرده است در آيينه به خود نگاه ميکنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است سحر خسته
آبی دریا ، غدغن ** شوق تماشا ، غدغن عشق دو ماهی،غدغن ** با هم و تنها، غدغن برای عشق تازه ** اجازه بی اجازه پچپچ و نجوا ، غدغن ** رقص سایهها ، غدغن کشف بوسهی بیهوا ** به وقت رویا ، غدغن برای خواب تازه ** اجازه بی اجازه در این غربت خانگی ** بگو هر چی باید بگی غزل بگو به سادگی ** بگو زده باد زندگی برای شعر تازه ** اجازه بی اجازه از تو نوشتن غدغن ** گلایه کردن ، غدغن عطر خوش زن غدغن ** تو غدغن ، من غدغن برای روز تازه اجازه بی اجازه.... رقص سایهها ، غدغن...
... دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری شونه ی کی مرحم حق حقت میشه دوباره از کی بهونه میگیری ، شبای بی ستاره برگریزون های پایــــــیز کی چشم به راهت نشسته از جلو پات جمع می کنه ، برگای زرد و خسته کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا کی از سرود بارون قصه برات می سازه از عاشقی می خونه وقتی که راه درازه کی از ستاره باروووووون چشماشو هم می ذاره نکنه ستاره ای بیاد ، یاد تو رو نیاره ..... ... بی تو در ...
مي توان در کوچه هاي زندگي تو رفتی تورفتی آما یادگاریهایت همچنان بر جا مانده تنی فرسوده و ویران گویی غبارمرگ بر این تن پاشیده اند رفتی اما پیش از رفتنت مرا به نیستی به پوچی کشاندی تو با تیشه ات آنچنان بر ریشه ام کوباندی که دیگر هیچ از من باقی نمانده و اکنون باز در میان گذشته تلخم رهایم کرده ای آری سرنوشت این است و من میروم تا در میان آنچه تو میدانی و نمیدانی محو شوم میروم تا با سرنوشت پاره پاره خویش تنها شوم بدرود طوفان زندگی ام بدرود
|
About![]()
سلام ...
Home
|