|
حرفای آخر... ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها از من گریز تا تو، هم در بلا نیفتی ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده خیره کشی است ما را، دارد دلی چو خارا بر شاه خوب رویان واجب وفا نباشد دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد ... ای عشق مدد کن تا برسیم دلهامون و جلا بده ** چشمای خیس از اشکت رو میبوسم عزیزم **
نباشی تو دنیا می خوام نباشه این روزگار ، روزگارش سیاه شه دلم واسه کی جز خودت فدا شه نباشی تو دنیا می خوام نباشه عشق تو آبروی من ، داشتن تو آرزوی من اسم قشنگت با یه بغض همیشه تو گلوی من جز تو کسی رو ندارم سر روی شونه اش بزارم نباشی تو دنیا می خوام نباشه ...... ... روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است ... تقدیم به بهترینم...همون که تو دلش جایی برام ساخت
شب سردیست و من افسرده راه دوریست و پای من خسته ** تقدیم به اونی که دلش تنگه ** برو برو عابر همیشه عاشق
اول سلام بر عشق ساعت ۱۱:۱۱ شب و من ... اومدم اینجا تنها ... خسته ... با دلی شکسته آره میدونم کسی نمی خواد باور کنه که تنهایی سهم منه اگر هم کسی با من میمونه واسه یه مدتیه ... اون که نیومده برای موندن با من پس گله ای نیست خستگی هم خوبه... دل شکستگی هم خوبتره ... نمی دونم چرا نمی خوام تنها بمونم ... اما باید تنها بمونم... خدایا برای همه نعمتهات شکر تو رو میگم برای اونایی که ندادی چون حکمتی در اونا بود... برای اونایی که دادی و من قدرش رو ندونستم ... عابر |
About![]()
سلام ...
Home
|