تبليغاتX
دیگه وقت رفتنه

دیگه وقت رفتنه

روزایی که میره!!! میره ... میره ... می...............

بسـم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

به نام خالق خوبي ها * خالق زيبايي ها

شعر از : ياسر تبريزي

 


خوشا آن شب که شبتابش تو باشی ؛

 


خوشا آن مه که مهتابش تو باشی ؛

 


خوشا آن گل که گلدانش تو باشی ؛

 


خوشا آن می که ساقیّش تو باشی ؛

 


خوشا آن بت کده که بت در آن تو باشی ؛

 


خوشا آن گل که گلزارش تو باشی ؛

 


خوشا یاری که یارانش تو باشی ؛

 


خوشا آن  قطره که دریایش تو باشی ؛

 


خوشا آن شب که شب بویش تو باشی ؛

 


خوشا بوسه که لبدارش تو باشی ؛

 

 

خوشا عیشی که عیّاشش تو باشی ؛

 


خوشا آن شب که شبدارش تو باشی ؛

 


خوشا صیدی که صیّادش تو باشی ؛

 


خوشا آن در که مفتاحش تو باشی ؛

 


خوشا آن سر که سردارش تو باشی ؛

 


خوشا عشقی که شیدایش تو باشی ؛

 


خوشا بلبل که آن نرگس تو باشی ؛

 


خوشا آهی که اندوهش تو باشی ؛

 


خوشا نوری که خورشیدش تو باشی ؛

 


خوشا ابری که بارانش تو باشی ؛

 


خوشا عبدی که معبودش تو باشی ؛

 


خوشا قبله که محرابش تو باشی ؛

 


خوشا رازی که آن محرم  تو باشی ؛

 


خوشا نظمی که منظومش تو باشی ؛

 


خوشا تیری که منظورش تو باشی ؛

 


خوشا فعلی که مفعولش تو باشی ؛

 

خوشا نقشی که نقاشش تو باشی ؛

 


خوشا شهری که مشهورش تو باشی ؛

 


خوشا شهری که پاشایش تو باشی ؛

 


خوشا خلقی که محبوبش تو باشی ؛

 


خوشا علمی که معلومش تو باشی ؛

 


خوشا دامی که آهویش تو باشی ؛

 


خوشا حبسی که محبوسش تو باشی ؛

 


خوشا آتش که آن هرمش تو باشی ؛

 


خوشا مجنون که آن لیلی تو باشی ؛

 


خوشا فکری که افکارش تو باشی ؛

 


خوشا شأ نی که شایانش تو باشی ؛

 


خوشا عیبی که مستورش تو باشی ؛

 


خوشا آن خم که رخدارش تو باشی ؛

 


خوشا ( عابر ) که اربابش تو هستی

 

* یاسـر تبریزی *

 

با سلام خدمت همه خواننده هاي عزيز - اصلا خواننده ندارما

سلام مخصوص ( با نون اضافه ) خدمت سحر جون عزيزم كه نمي دونم در چه حاله

اين شعر زيبا رو تقديم مي كنم به سحر خانم عزيز و آرزوي بهترين ها رو دارم برات

************************* تولدت مبارك *************************

* خدايا تو خبر داري از دل زارم ...

 

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت11:0توسط قلب شکسته (عابر) | |

 

 

يک نصيحت : مواظب خودت باش 


يک خواهش : اصلاً عوض نشو 


 

 

 يک آرزو : فراموشم نکن

 

 يک دروغ : تو رو دوست ندارم 


يک حقيقت : دلم برات تنگ شده 

 

یک اعتراف : عاشقتم 

 

 

 

...

دو سه روزه كه دلت يه جای دیگه ست

پیش من كه نیست تویه هوای دیگه ست

سردی دستات میگن دیگه تموم شد

عمر عشق من و تو دیدی حروم شد

تو شلوغی دل تو واسه من جایی نذاشتی

اما من باز تورو خواستم  نگو تو دوسم نداشتی

نگو اشتباهه من بود تورو از خودم دونستم

گفتی كه همسفرم باش پس نگو من نتونستم

نه نگو نه نگو دوسم نداری

نه نگو نه نگو تنهام ميزاری

 

 

--------------->  ادامه مطلب

 


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت22:38توسط قلب شکسته (عابر) | |

 

بسم رب عشق

 

 

چه زشتخويند آنان كه دوست نمي‌دارند


من اين را در چهره دژخيمان ديده‌ام


چه تابانند آنان كه دوست مي‌دارند


من اين را در سيماي ماه كهنسال ديده‌ام


كه دلبستگي خود به زمين را


در چرخشي تابان


دايره‌اي بسته مي‌كند.


يك شاخه گُلﺳﺮﺥ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻯِ‌ﺗﻮ ﺁﻭﺭﺩ


ديدم چه خوشبو، چه شكوفايند


آنان كه دوست مي‌دارند.

 

 


(( ادامه شعر ------------- ادامه مطلب ))


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت22:18توسط قلب شکسته (عابر) | |

آه چه غريبانه شكستيم اي عشق ...

 

 

تو رو دوست دارم زياد

 

 

نگو پس دلت مياد

 

 

بري و تنهام بزاري

 

 

چرا ازدواج ؟؟؟....

در جهان نظرات و مقالات زیادی درباره ازدواج مطرح گردید و به صورت کتاب، مجله، فیلم، سخنرانی و ...

 ارائه شده است .بعضی با اصل ازدواج موافق و بعضی مخالف ، بعضی باعث خوشبختی و بعضی باعث

بدبختی و ... می دانند .

« پیامبر خدا می فرماید : ازدواج سنّت من است و هر کس از سنّت من دوری کند از امّت من نیست »

خداوند هم انسان را طوری آفریده که طبیعت وی محتاج همسر است .

در تمام کتابهایی که در حوزه روانشناسی ، رفتار شناسی و نیاز شناسی انسان نگاشته شده است ،

بخش مهمی از کتاب به سیر و تحولات انسانها در جهت وابستگی به همسر اختصاص یافته است بین

دختر و پسر 100% تفاوت است از هر جهت روحی ، روانی ، جسمی ، احساسی و ... . یعنی خداوند

طوری انسان را خلق کرده که 50% انسانیت را در دختر و 50% انسانیت را در پسر ، نه کمتر و نه بیشتر

به ودیعت نهاده است هیچ انسانی به تکامل نمی رسد مگر اینکه ازدواج کند و خداوند هم مکانیسم دختر

و پسر را طوری آفریده که متمایل و نیازمند به هم باشند تا لاجرم در کنار هم قرار گیرند و سفر تکامل

خود را به اوج قلّه بشریت شروع کنند ، یعنی خداوند نمی خواهد دختر یا پسر تنها بماند یا به تنهایی

ادامه مسیر زندگی دهد باید پس از بلوغ جهت انتخاب شریک زندگی اقدام کند چرا که به تنهایی به

سعادت نخواهبم رسید امّا غفلت جوانان باعث شده که هر نوع ارتباطی به جز ازدواج و اقدام جهت

انتخاب شریک زندگی بین دو جنس مخالف برقرار گردد که عین انحراف و نافرمانی خداوند متعال است

چون جوان ناچار است به جهت نیازهای روحی ، روانی ، عاطفی و ... به سمت جنس مخالف متمایل

شود و در این غفلت محض هر راهی را می رود جز ازدواج .

خداوند از تولد تا بلوغ را دوره تعلیم و تربیت قرار داده و از بلوغ تا آخر عمر را دوره تلاش برای رسیدن به

سعادت . قدری بیاندیش آیا اینگونه است .

 

آه چه غريبانه شكستيم اي عشق ...

 

 

رفتن و رفتن و رفتن

دل به تنهايي سپردن

رفتن اما نرسيدن

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت0:49توسط قلب شکسته (عابر) | |