|
بسم رب عشق بی تو آسمون آبی مثه یه کویر هرزه همه خوبیهای دنیا بی تو ارزشی نداره بی تو ابر بی کسی ها، روی لحظه هام میباره بی تو آسمون سیاه و همه جا شبیه مرگه ابرا تیره و تباه و همه ماتم و تگرگه بی تو حس بی قراری همه جا با من میمونه یه نهال ترس و وحشت میزنه برام جوونه بی تو سهم روزگارم همه سایه های ترسه روح بیقرار وحشت میزنه همیشه پرسه بی تو زندگی خیال و مثه حیله های خوابه مثه جاده های وهم و یه مسیر پر سرابه بی تو صفحه ی وجودم جای مهره های درده یه سکوت بی نهایت واسه این جدال سرده همه لحظه های با تو یه نشاط بی مثاله تو بمون کنارم اینجا بی تو زندگی محاله
به نام خالق آسمون خالق ابراي گريون حالا من و تنگه غروب و جاده ... خاطره هايي كه تو دست باده ... ميرم ... ميرم تا با تنهايي تنها باشم ... ديگه ميخوام از خودم جدا شم ... غرور من پيش تو كم آورده بسشه هرچي زخم و تعنه خورده ميرم ولي بدون كه بد مي كني عشقمو ناشنيده رد مي كني حالا ميري ... كه ميدوني خرابم همش دارم فكر مي كنم تو خوابم حالا ميري ... كه ميدوني خرابم همش دارم فكر مي كنم تو خوابم ميرم ... ولي پيش تو جا مي مونم ميخوام هنوز از عشق تو بخونم بارون ميشم تا بغضم و ببارم جاده اي نيست پا رو خودم ميزارم سنگ غرورتو نزن به شيشم باشه ... ديگه مزاحمت نميشم سنگ غرورتو نزن به شيشم باشه ... ديگه مزاحمت نميشم ...
خداحافظي مي كنم و دست از سرت بر ميدارم
بسم الله خالق عشق چه بسازی چه نسازی دل من کوک با سازت همه اوج غرورم سهم قلب بی نیازت حال من خوبه با عشقت گرچه دورم از وصالت واسه من کافیه رویات واسه من بسه خیالت آرزم بودن کنارت حتی یک لحظه تو خوابت چه بپرسی چه نپرسی چشم من پر از جواب جاتو هیچکس نمیگیره تو این قلب حقیرم اگه باشم توی قلبت بدون از خوشی میمیرم چه بری تنهام بزاری چه بمونی تو کنارم عاشقانهات باهامن من به قصه هات دچارم ای آمده از عمق سکوت شب وآرام
|
About![]()
سلام ...
Home
|