|
بسم الله خالق عشق چه بسازی چه نسازی دل من کوک با سازت همه اوج غرورم سهم قلب بی نیازت حال من خوبه با عشقت گرچه دورم از وصالت واسه من کافیه رویات واسه من بسه خیالت آرزم بودن کنارت حتی یک لحظه تو خوابت چه بپرسی چه نپرسی چشم من پر از جواب جاتو هیچکس نمیگیره تو این قلب حقیرم اگه باشم توی قلبت بدون از خوشی میمیرم چه بری تنهام بزاری چه بمونی تو کنارم عاشقانهات باهامن من به قصه هات دچارم ای آمده از عمق سکوت شب وآرام
به نام خالق عشق * خداي مهربون سحر جونم عزيزم سلام نمي دونم اين نوشته ها رو ميخوني ؟ ! شب تولدت شده و تو نيستي و من تنهام تنهايي ميخوام تولدت رو جشن بگيرم ... ميخوام بدوني دوست داشتم و دارم ... بودن من بدون تو محاله * زندگي با عشق تو يه رنگ ديگه داشت برام * حالا كه تو نيستي اين رنگ هم نيست ... سحر تو بهترين من بودي و هستي و خواهي بود من تو رو عاشقانه دوستت دارم * به اين عشق اعتماد كن من به تو ميرسم ميام و دستاتو مي گيرم ما عاشق هم بوديم حسي كه يه عادت نيست از من كه گذشت اما اين رسم رفاقت نيست اينكه منو از قلبت بي واحمه مي گيري اينكه منو ميبازي دمبال كسي ميري وقتي همه ي دنيا تنهايي و غربت بود وقتي همه جا با تو احساس يه وحشت بود كي با همه ي قلبش ؟ بغض شبتو وا كرد ؟ كي حال تو رو فهميد ؟ كي با تو مدارا كرد ؟ باشه برو حرفي نيست من از همه دلگيرم ( جز تو ) حالا كه دلت رفته دستاتو نمي گيرم ما هر دو براي هم هر ثانيه كم بوديم كي جز تو نمي دونه ( ؟ ) ما عاشق هم بوديم سحر جونم اين شعر زيبا رو تقديمش مي كنم به تو كه بهترينمي دعا مي كنم كه هزار سال زنده باشي و شاداب اميدوارم به همه آرزو هات برسي سحر دوستت دارم تويي عشق من دوست دار هميشگي تو ******* علي *******
به نام خالق اشك * عابر *
تو نه گلی ، نه ماهی و نه هیچ چیز دیگر تو آرامشی تو بهترینی تو یک انسان شگفت انگیزی تو همانی هستی که میشود با تو بود با تو ماند با تو خود را ساخت با تو دوست داشتن را معنا کرد با تو زندگی را ساخت با تو با هم بودن را فهمید تو همانی هستی که می خواهم آری ، تو همانی ! : تو نه گلی ، نه ماهی و نه هیچ چیز دیگر تو بهترین معنای تکاملی تو زیباترین واژه ی بودنی تو کاملترین کاملی تو همانی هستی که میشود با او به تکامل رسید آری ، تو بهترین مکمّلی ! : تو نه گلی ، نه ماهی و نه هیچ چیز دیگر تو خود عشقی تو خود قلبی تو طپش های سرود زندگی تو همنوازی قلب و تنفسی تو بهترین زندگی هستی تو همانی هستی که میشود سفر را با او خوشحال بود آری ، تو بهترین همسفری ! : تو نه گلی ، نه ماهی و نه هیچ چیز دیگر تو خودت هستی تنها بهترین تنها آرامش تنها مهربان تنها زیبای من تو همانی هستی که خودت تنها بهترینی آری ، تو تنها خوب دنیایی ! : تو نه گلی ، نه ماهی و نه هیچ چیز دیگر تو بهترین احساس دنیایی تو بهشتی تو طراوتی تو بارانی تو همانی هستی که میشود زیبائیهای بیشتری را در تو دید آری تو زیباترین ِ زیبائیهایی : تو نه گلی ، نه ماهی و نه هیچ چیز دیگر تو دریایی تو ساحلی تو طلوعی تو ساز موسیقیائی امواجی تو رنگین کمان خوبیهائی تو همانی هستی که میشود عهد و عقد دوست داشتن را با تو بست آری ، تو زندگی منی ! : و من با توأم تا همیشه تا آخر تا انتها تا قیامت تا بهشت تا جهنم تا هر کجا که انتهاست تا آخرت آری ، من با توأم تو آرامش منی آرامشی آرامش ...
بسـم الله الرّحمن الرّحیم به نام خالق خوبي ها * خالق زيبايي ها شعر از : ياسر تبريزي خوشا عیشی که عیّاشش تو باشی ؛ خوشا نقشی که نقاشش تو باشی ؛ * یاسـر تبریزی * با سلام خدمت همه خواننده هاي عزيز - اصلا خواننده ندارما سلام مخصوص ( با نون اضافه ) خدمت سحر جون عزيزم كه نمي دونم در چه حاله اين شعر زيبا رو تقديم مي كنم به سحر خانم عزيز و آرزوي بهترين ها رو دارم برات ************************* تولدت مبارك ************************* * خدايا تو خبر داري از دل زارم ...
بسم رب عشق چه زشتخويند آنان كه دوست نميدارند
آه چه غريبانه شكستيم اي عشق ... تو رو دوست دارم زياد نگو پس دلت مياد بري و تنهام بزاري چرا ازدواج ؟؟؟.... در جهان نظرات و مقالات زیادی درباره ازدواج مطرح گردید و به صورت کتاب، مجله، فیلم، سخنرانی و ... ارائه شده است .بعضی با اصل ازدواج موافق و بعضی مخالف ، بعضی باعث خوشبختی و بعضی باعث بدبختی و ... می دانند . « پیامبر خدا می فرماید : ازدواج سنّت من است و هر کس از سنّت من دوری کند از امّت من نیست » خداوند هم انسان را طوری آفریده که طبیعت وی محتاج همسر است . در تمام کتابهایی که در حوزه روانشناسی ، رفتار شناسی و نیاز شناسی انسان نگاشته شده است ، بخش مهمی از کتاب به سیر و تحولات انسانها در جهت وابستگی به همسر اختصاص یافته است بین دختر و پسر 100% تفاوت است از هر جهت روحی ، روانی ، جسمی ، احساسی و ... . یعنی خداوند طوری انسان را خلق کرده که 50% انسانیت را در دختر و 50% انسانیت را در پسر ، نه کمتر و نه بیشتر به ودیعت نهاده است هیچ انسانی به تکامل نمی رسد مگر اینکه ازدواج کند و خداوند هم مکانیسم دختر و پسر را طوری آفریده که متمایل و نیازمند به هم باشند تا لاجرم در کنار هم قرار گیرند و سفر تکامل خود را به اوج قلّه بشریت شروع کنند ، یعنی خداوند نمی خواهد دختر یا پسر تنها بماند یا به تنهایی ادامه مسیر زندگی دهد باید پس از بلوغ جهت انتخاب شریک زندگی اقدام کند چرا که به تنهایی به سعادت نخواهبم رسید امّا غفلت جوانان باعث شده که هر نوع ارتباطی به جز ازدواج و اقدام جهت انتخاب شریک زندگی بین دو جنس مخالف برقرار گردد که عین انحراف و نافرمانی خداوند متعال است چون جوان ناچار است به جهت نیازهای روحی ، روانی ، عاطفی و ... به سمت جنس مخالف متمایل شود و در این غفلت محض هر راهی را می رود جز ازدواج . خداوند از تولد تا بلوغ را دوره تعلیم و تربیت قرار داده و از بلوغ تا آخر عمر را دوره تلاش برای رسیدن به سعادت . قدری بیاندیش آیا اینگونه است . آه چه غريبانه شكستيم اي عشق ... رفتن و رفتن و رفتن دل به تنهايي سپردن رفتن اما نرسيدن
بسم رب عشق ميرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه ديوار اتاقت از عكسم خسته شه ميرم تا بارون منو ياد تو نندازه ميرم يه جاي تازه ...ميرم يه جاي تازه ميرم با چشماي خيس و قلبي بي گناه ميرم با چشماي خيس و قلبي بي گناه ميرم حتي نميندازي به من يك نگاه هرجا ميرم اما بازم يادت ميفتم اينو به همه گفتم ... اينو به همه گفتم ميرم جاي من اينجا نيست عشق تو زيبا نيست رويا نيست ميرم جايي كه دريا نيست اسم تو رو ما نيست غوغا نيست ... ... كاش ميشد تا ببيني من اينجا چه تنهام وقتي كه تو نباشي بهم ميريزه دنيام اينجا كسي نيست با چشماي ناز و روشن بي تو چه غريبم من... بي تو چه غريبم من از هرجا رد ميشم مياد عكست رو به روم سوخته تو آتيش عشقت شهر آرزوم دارم آروم آروم مرگ و به جون ميخرم ديدي چي اومد سرم ... ديدي چي اومد سرم ... ... ميرم جاي من اينجا نيست عشق تو ميرم زيبا نيست ميرم رويا نيست ميرم جايي كه دريا نيست ميرم ايم تو رو ما نيست ميرم غوغا نيست ميرم
بسن رب عشق آمدنت را جشن مي گيرم شبي كه قرار رفتن دارم بودنت را ستايش مي كنم روزي كه نيستم روزي كه دير آمده اي با تو بودن را مي ستايم هنگامي كه تنهايم هنگامي كه تنهايي روزي كه ميخواهي بماني با قلبي اسير امده اي اي دوست داشتني اي دوستي براي نداشتن براي تنهايي من زود مي روم تو دير مي آيي قراري براي نديدن مي گذاريم هميشه انگار طلسم نديدن شكستني نيست من دير مي آيم تو زود مي روي دور از دو چشم خيس من تمام مي شوي آب مي شوي من ترا جشن مي گيرم دور از دو چشم خيس تو مي ميرم مي گيرم دو دست غمزه ي تنهايي ام را كي مي شود كه براي هميشه نرفتني باشي كي مي شود كه بماني براي روز هايي كه جشن مي گيرم نرفتنت را تا اين قرار هميشه شكسته شود تا اين غبار به شيشه نشستني من يأس را روي غبار پنجره ها صد هزار بار كشيده ام اما چه سود تا تو بيايي و من رفته باشم دوباره غبارها نشسته است به روي خاطرات من روي شيشه ها روي هميشه ها پرواز كردنت را به تماشا نشسته ام! تنها ز پژواك بال و پرت شنيده ام كه انگار مي روي بي يار مي روي هر بار كه مي روي، من پشت اين غبار در انتظار ديدنت بي قرار نشسته ام كه آمدنت را جشن بگيرم آنگاه كه رفته ام... ادامه مطلب * برای عشق رفته ...
بسم رب عشق دیدی چه کردی با حالم ... ... ... ... ... ... ... ...
|
About![]()
سلام ...
Home
|